معنی و تعریف
[ اَ اُ مَ یْ یَ ] (اِخ) ابن مغیرةبن
عبداللََّه بن عمروبن مخزوم والد ام المؤمنین ام
سلمه. و این ابوامیه را با مسافربن ابی عمرو
و زمعةبن اسود ازوادالرکب گفتندی، از
اینرو که در هر کاروان که یکی از آنان
بودندی دیگر مردم قافله را زاد نبایستی و
بر خوان او گرد آمدندی.