معنی و تعریف
[ ذَرْ ] (اِ مرکب) گلی باشد زرد که
در میان زغب و پرزی با ریشه های سیاه دارد
و خوش بوی نیست. و ایرانیان دیدار آن را
نیک دارند و در خانه بپراکنند. (از قاموس).
چنانکه در آذرگون گفته شد آذریون معرب
آذرگون است و اقوال فرهنگ نویسان مانند
شعرا در معنی آن نهایت مختلف و
مضطربست، و آن را خیری و نوعی بابونه و
سطردیقون و اقحوان و زبیده و کخله و
گاوچشم و همیشه بهار و نوعی از شقایق و گل
آفتاب پرست و امثال آن گفته اند. صاحب
تحفه گوید: نباتی است میان شجر و گیاه بقدر
ذرعی برگش بی زواید و نرم بقدر برگ
جرجیر و با اندک زغبیت و گلهای او بزرگ و
پهن و مدور و زرد و رخشنده و در وسط او
برگهای ریزهٔ سیاه مایل بسرخی و بغایت
خوش منظر و همیشه رو به آفتاب دارد و
بحرکت او دور میکند... و تشویش اقوال
مؤلف اختیارات بر ارباب بصر پوشیده
نخواهد بود -انتهی. و از این تعریف روشن
می شود که آذریون همان گل است که اکنون
آفتاب گردان نامند: