معنی و تعریف
[ ذَ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به آذر: ز خونی که بد بهرهٔ مادری بجوشید و شد چهره اش آذری.فردوسی.
|| منسوب به آذربایجان. (درةالغواص حریری). || نام جامه ای که در آذربایجان بافتندی. (محمودبن عمر ربنجنی). || زبان آذری؛ لهجه ای از فارسی قدیم که در آذربایجان متداول بوده و اکنون نیز در بعض نواحی قفقاز بدان تکلم کنند. || مشک تیزبو. (محمودبن عمر ربنجنی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آذری
شماره: 968
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ ذَ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به آذر: ز خونی که بد بهرهٔ مادری بجوشید و شد چهره اش آذری.فردوسی.
|| منسوب به آذربایجان. (درةالغواص حریری). || نام جامه ای که در آذربایجان بافتندی. (محمودبن عمر ربنجنی). || زبان آذری؛ لهجه ای از فارسی قدیم که در آذربایجان متداول بوده و اکنون نیز در بعض نواحی قفقاز بدان تکلم کنند. || مشک تیزبو. (محمودبن عمر ربنجنی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
968
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی