مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آب بند
98
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ آبْ، بَ ]
(نف مرکب)
آنکه ماست و پنیر و سرشیر و خامه کند.
||
آنکه درزهای ظروف فلزین با موم مذاب یا قلعی سد سازد.
||
آنکه یخ گیرد.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آب بند
شماره: 98
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ آبْ، بَ ]
(نف مرکب)
آنکه ماست و پنیر و سرشیر و خامه کند.
||
آنکه درزهای ظروف فلزین با موم مذاب یا قلعی سد سازد.
||
آنکه یخ گیرد.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
98
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری