معنی و تعریف
[ اَ بُلْ وَ ] (اِخ) اسماعیل بن
محمدبن محمدبن علی بن هانی اللخمی
الغرناطی. صاحب روضات از بغیة و
صاحب بغیة از درر نقل کند که مولد او به
سال ۷۰۸ هـ . ق. بغرناطه بود و هم بدانجا از
جماعتی از همشهریان خویش از جمله
ابوالقاسم بن جزی اخذ ادب کرد و سپس
بقاهره رفت و با ابوحیان او را در آنجا
درس و مذاکره بود و از آنجا به شام شد و
در حماه اقامت گزید و مهارت او در علوم
عربیه شهرت یافت و در آنجا متولی قضاء
مالکیّه گردید و او اول کس از مالکیان است
که در حماه قضا رانده است و سپس امر
قضاء شام به وی محول گشت و باز بحماه
رجعت کرد و از آن پس به مصر رفت و
مدتی قلیل بدانجا ببود. و شرح تلقین
ابی البقاء [ العکبری ] و قطعه ای از تسهیل را
بدانجا نوشت. و او شواهد کثیره از بر داشت
و در مالکیهٔ شام در سعهٔ علوم مانند وی
نبود و ابن کثیر در ثناء وی مبالغه کند و
گوید: او مردی کثیرالعبادة بود و در بعض
حروف بر زبان لکنتی داشت و بر او هیچ
خرده نتوان گرفت جز آنکه پسر خویش را
که سخت بدسیرت بود نیابت خویش داد. و
اسماعیل ابوالولید موطّأ را محفوظ داشت و
آنرا از ابن جزی روایت می کرد و از او ابن
عساکر و جمال خطیب منصوریة و جماعتی
دیگر روایت کنند. و بربیع الآخر سال ۷۷۱
هـ . ق. درگذشت.