ابوالمؤید9365
معنی و تعریف
[ اَ بُلْ مُ ءَیْ یَ ] (اِخ) رونقی بخارائی. عوفی در لباب ضمن ذکر شعرای عهد سامانی گوید: روزبازار هنر او با رونق و گلستان شعر او رشک بستان خورنق بود. در مدح امیر خراسان میگوید: جانی ست تیغ شاه که دید اینچنین شگفت جانی کز او بود تن و جان همه خراب لرزان بجای گوهر در جرم او پدید جانهاء دشمنانش چو ذرّه در آفتاب. در وصف شراب میگوید: نبیدی که نشناسی از آفتاب چو با آفتابش کنی مقترن چنان تابد از جام گوئی که هست عقیق یمن در سهیل یمن. و مؤلف مجمع الفصحاء در ذکر «ابوالمؤید بلخی» گوید: همانا رونقی تخلص میکرده و اشعار فوق را به نام ابوالمؤید بلخی آورده است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالمؤید
شماره: 9365
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُلْ مُ ءَیْ یَ ] (اِخ) رونقی بخارائی. عوفی در لباب ضمن ذکر شعرای عهد سامانی گوید: روزبازار هنر او با رونق و گلستان شعر او رشک بستان خورنق بود. در مدح امیر خراسان میگوید: جانی ست تیغ شاه که دید اینچنین شگفت جانی کز او بود تن و جان همه خراب لرزان بجای گوهر در جرم او پدید جانهاء دشمنانش چو ذرّه در آفتاب. در وصف شراب میگوید: نبیدی که نشناسی از آفتاب چو با آفتابش کنی مقترن چنان تابد از جام گوئی که هست عقیق یمن در سهیل یمن. و مؤلف مجمع الفصحاء در ذکر «ابوالمؤید بلخی» گوید: همانا رونقی تخلص میکرده و اشعار فوق را به نام ابوالمؤید بلخی آورده است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
9365
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی