ابوالمفاخر9244
معنی و تعریف
[ اَ بُلْ مَ خِ ] (اِخ) رازی. از شعرای عهد سلجوقی بود و دولتشاه سمرقندی دربارهٔ او آورده است که: او بروزگار دولت سلطان غیاث الدین محمدبن ملکشاه میزیست و دانشمندی کامل و شاعر و ادیبی فاضل بود و در فنون علم بهره ای تمام داشت و او را یکی از استادان میدانند، ورای شعر و شاعری او را انواع فضایل است. و اشعار او بیشتر بر طریق لغز واقع شده و این صنعت او را مسلم است و در مناقب سلطان الجنّ والأنس ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه التحیة والدعاء چند قصیده دارد جمله مصنوع و متین امّا آنچه شهرتی عظیم یافته و اکثر شعرا در تتبّع و جواب آن اقدام نموده اند مطلعش این است: بال مرصّع بسوخت مرغ ملمع بدن اشک زلیخا بریخت یوسف گل پیرهن. و اکابر مطلعها درین باب گفته اند غالباً در صفت طلوع نیر اعظم بدین سیاق نگفته باشند و بعضی در صفت غروب آفتاب نیز گفته اند و جواب اکابر مر این قصیده را در ذیل ذکر فضلا خواهد آمد و شیخ ابوالمفاخر رازی نزد سلاطین و حکّام جاه و قبول تمام یافته، ابوطاهر خاتونی صاحب تاریخ آل سلجوق میگوید که سلطان مسعودبن محمدبن ملکشاه در ولایت ری به وقت عزیمت مازندران نزول کرد و لشکریان او در مزارع اهالی ری چهارپایان گذاشتند و بی رسمی و بی ضبطی میکردند، ابوالمفاخر این قطعه بسلطان فرستاد و سلطان لشکریان را از خرابی منع و زجر کلّی فرمود و آن قطعه اینست: ای خسروی که سایس حکم تو بر فلک برتر ز طاق و طارم کیوان نشسته است لطفت به آستین کرم پاک میکند گردی که بر صحیفهٔ دوران نشسته است بر تخت ری تو ساکن و از حکم نافذت در ملک چین بمرتبه خاقان نشسته است شاها سپاه تو که چو مورند و چون ملخ بر گرد دخل و دانهٔ دهقان نشسته است باران عدل بار که این خاک سالهاست تا بر امید وعدهٔ باران نشسته است. و جلال الدین فضل اللََّه الخواری از معاصرین سلطان تکش در آن هنگام که تکش بر در ری معسکر ساخت بخدمت او شد و بر بدیهه قطعه ای بدین مطلع انشاء کرد: داعی که پیش تخت بفرمان نشسته است آنجا بُد ایستاده که دربان نشسته است. (لباب الالباب ج ۱ ص ۲۷۷). و چنانکه آقای میرزا محمدخان قزوینی در حواشی مجلد اول از لباب الالباب (ص ۳۶۱) تذکار داده اند بیت هشتم و یازدهم از این قصیده با اندک تصرّفی از ابوالمفاخر رازی است و اگر سرقت نباشد توارد غریبی است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالمفاخر
شماره: 9244
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُلْ مَ خِ ] (اِخ) رازی. از شعرای عهد سلجوقی بود و دولتشاه سمرقندی دربارهٔ او آورده است که: او بروزگار دولت سلطان غیاث الدین محمدبن ملکشاه میزیست و دانشمندی کامل و شاعر و ادیبی فاضل بود و در فنون علم بهره ای تمام داشت و او را یکی از استادان میدانند، ورای شعر و شاعری او را انواع فضایل است. و اشعار او بیشتر بر طریق لغز واقع شده و این صنعت او را مسلم است و در مناقب سلطان الجنّ والأنس ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه التحیة والدعاء چند قصیده دارد جمله مصنوع و متین امّا آنچه شهرتی عظیم یافته و اکثر شعرا در تتبّع و جواب آن اقدام نموده اند مطلعش این است: بال مرصّع بسوخت مرغ ملمع بدن اشک زلیخا بریخت یوسف گل پیرهن. و اکابر مطلعها درین باب گفته اند غالباً در صفت طلوع نیر اعظم بدین سیاق نگفته باشند و بعضی در صفت غروب آفتاب نیز گفته اند و جواب اکابر مر این قصیده را در ذیل ذکر فضلا خواهد آمد و شیخ ابوالمفاخر رازی نزد سلاطین و حکّام جاه و قبول تمام یافته، ابوطاهر خاتونی صاحب تاریخ آل سلجوق میگوید که سلطان مسعودبن محمدبن ملکشاه در ولایت ری به وقت عزیمت مازندران نزول کرد و لشکریان او در مزارع اهالی ری چهارپایان گذاشتند و بی رسمی و بی ضبطی میکردند، ابوالمفاخر این قطعه بسلطان فرستاد و سلطان لشکریان را از خرابی منع و زجر کلّی فرمود و آن قطعه اینست: ای خسروی که سایس حکم تو بر فلک برتر ز طاق و طارم کیوان نشسته است لطفت به آستین کرم پاک میکند گردی که بر صحیفهٔ دوران نشسته است بر تخت ری تو ساکن و از حکم نافذت در ملک چین بمرتبه خاقان نشسته است شاها سپاه تو که چو مورند و چون ملخ بر گرد دخل و دانهٔ دهقان نشسته است باران عدل بار که این خاک سالهاست تا بر امید وعدهٔ باران نشسته است. و جلال الدین فضل اللََّه الخواری از معاصرین سلطان تکش در آن هنگام که تکش بر در ری معسکر ساخت بخدمت او شد و بر بدیهه قطعه ای بدین مطلع انشاء کرد: داعی که پیش تخت بفرمان نشسته است آنجا بُد ایستاده که دربان نشسته است. (لباب الالباب ج ۱ ص ۲۷۷). و چنانکه آقای میرزا محمدخان قزوینی در حواشی مجلد اول از لباب الالباب (ص ۳۶۱) تذکار داده اند بیت هشتم و یازدهم از این قصیده با اندک تصرّفی از ابوالمفاخر رازی است و اگر سرقت نباشد توارد غریبی است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
9244
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی