معنی و تعریف
[ ذَ پَ رَ ] (نف مرکب) آتش پرست. عابدالنار. گبر: چو پیروزی شاهتان بشنوید گزیتی به آذرپرستان دهید.فردوسی. بر آن شهرها تازیان راست دست که نه شاه ماند نه آذرپرست.فردوسی. موبد آذرپرستان را دل من قبله شد زآنکه عشقش در دل من آذر برزین نهاد. معزّی. بگفتا نگیرم طریقی بدست که نشنیدم از پیر آذرپرست.سعدی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آذرپرست
شماره: 924
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ ذَ پَ رَ ] (نف مرکب) آتش پرست. عابدالنار. گبر: چو پیروزی شاهتان بشنوید گزیتی به آذرپرستان دهید.فردوسی. بر آن شهرها تازیان راست دست که نه شاه ماند نه آذرپرست.فردوسی. موبد آذرپرستان را دل من قبله شد زآنکه عشقش در دل من آذر برزین نهاد. معزّی. بگفتا نگیرم طریقی بدست که نشنیدم از پیر آذرپرست.سعدی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
924
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی