ابوالمعالی9197
معنی و تعریف
[ اَ بُلْ مَ ] (اِخ) نحاس اصفهانی. از شعرای عهد سلجوقیان است و در خدمت الب الارسلان سلجوقی (پس از محمدبن غیلان) و سلطان ملکشاه و سلطان برکیارق و سلطان محمد. و منصب عارض سپاه داشته است و نزد مستنصر خلیفه بار یافته و این خلیفه او را صلات و مواهب داده است. وفات او در ۵۱۲ هـ . ق. است و صاحب حبیب السیر وفات وی را به سال ۵۰۷ نوشته است و میگوید: جمال حال ابوالمعالی به انواع فضل و ادب محلی بود و در فن استیفاء سیاق ید بیضا مینمود و در اوایل حال ملازمت سلطان ملکشاه سلجوقی کرده بمنصب عرض سپاه اشتغال داشت و بعد از آن بدرگاه صاحب حله سیف الدین صدقه رفته بنابر امداد او وزیر مستظهر خلیفه شد اما پس از انقضاء یکماه از دخل در آن منصب بواسطهٔ کمال امساک و خسّت که در جبلّتش مرکوز بود ارکان دولت خلیفه با ابوالمعالی در مقام خلاف برآمدند و او را بفرمان مستظهر مقید گردانیده مؤاخذه کردند و ابوالمعالی از محبس گریخته بهمدان شتافت و در آن دیار پریشان حال میگذرانید تا در سنه مذکوره وفات یافت. و در جای دیگر مینویسد: سلطان ملکشاه در اواخر ایام حیات خواجه [ نظام الملک ] را که ابوعلی کنیت داشت عزل کرده منصب وزارت را بتاج الملک ابوالغنائم عنایت فرمود و [ منصب ] شرف الملک ابوسعید کاتب را بمجدالملک ابوالفضل قمی بذل نموده و منصب کمال الدوله ابورضاء عارض را بسدیدالدوله ابوالمعالی داد و این تغییر و تبدیل بر وی مبارک نیامد ابوالمعالی نحاس این قطعه در سلک انشاء کشید: ز بوعلی بد و از بورضا و از بوسعد شها که شیر به پیش تو همچو میش آمد ابوالغنائم و بوالفضل و بوالمعالی باز رئیس مملکتت را ثبات پیش آمد گر از نظام و کمال و شرف تو سیر شدی ز تاج و مجد و سدیدت نگر چه پیش آمد.رجوع به حبیب السیر۱ ص ۳۱۰ و ۳۷۳ و دستورالوزراء ص ۹۰ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالمعالی
شماره: 9197
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُلْ مَ ] (اِخ) نحاس اصفهانی. از شعرای عهد سلجوقیان است و در خدمت الب الارسلان سلجوقی (پس از محمدبن غیلان) و سلطان ملکشاه و سلطان برکیارق و سلطان محمد. و منصب عارض سپاه داشته است و نزد مستنصر خلیفه بار یافته و این خلیفه او را صلات و مواهب داده است. وفات او در ۵۱۲ هـ . ق. است و صاحب حبیب السیر وفات وی را به سال ۵۰۷ نوشته است و میگوید: جمال حال ابوالمعالی به انواع فضل و ادب محلی بود و در فن استیفاء سیاق ید بیضا مینمود و در اوایل حال ملازمت سلطان ملکشاه سلجوقی کرده بمنصب عرض سپاه اشتغال داشت و بعد از آن بدرگاه صاحب حله سیف الدین صدقه رفته بنابر امداد او وزیر مستظهر خلیفه شد اما پس از انقضاء یکماه از دخل در آن منصب بواسطهٔ کمال امساک و خسّت که در جبلّتش مرکوز بود ارکان دولت خلیفه با ابوالمعالی در مقام خلاف برآمدند و او را بفرمان مستظهر مقید گردانیده مؤاخذه کردند و ابوالمعالی از محبس گریخته بهمدان شتافت و در آن دیار پریشان حال میگذرانید تا در سنه مذکوره وفات یافت. و در جای دیگر مینویسد: سلطان ملکشاه در اواخر ایام حیات خواجه [ نظام الملک ] را که ابوعلی کنیت داشت عزل کرده منصب وزارت را بتاج الملک ابوالغنائم عنایت فرمود و [ منصب ] شرف الملک ابوسعید کاتب را بمجدالملک ابوالفضل قمی بذل نموده و منصب کمال الدوله ابورضاء عارض را بسدیدالدوله ابوالمعالی داد و این تغییر و تبدیل بر وی مبارک نیامد ابوالمعالی نحاس این قطعه در سلک انشاء کشید: ز بوعلی بد و از بورضا و از بوسعد شها که شیر به پیش تو همچو میش آمد ابوالغنائم و بوالفضل و بوالمعالی باز رئیس مملکتت را ثبات پیش آمد گر از نظام و کمال و شرف تو سیر شدی ز تاج و مجد و سدیدت نگر چه پیش آمد.رجوع به حبیب السیر۱ ص ۳۱۰ و ۳۷۳ و دستورالوزراء ص ۹۰ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
9197
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی