ابوالمعالی9167
معنی و تعریف
[ اَ بُلْ مَ ] (اِخ) (شیخ...) سیف الدین مظهر باخرزی. ملقب به شیخ العالم و در سلک خلفاء شیخ نجم الدین کبری منتظم است. با منکوقاآن معاصر بود و سورقبی بیکی والدهٔ منکوقاآن با آنکه متابعت ملت مسیحا علیه السلام میکرد در ایام دولت پسر هزار بالش نقره ببخارا که مسکن شیخ سیف الدین بود فرستاد تا مدرسه ای ساخته مستغلات خریدند و برآن بقعه وقف کردند و تولیت آن مدرسه و موقوفات آنرا بشیخ تفویض فرمود و در نفحات مسطور است که روزی شیخ سیف الدین بسر جنازهٔ درویشی حاضر گشت گفتند شیخنا تلقین فرمائید، در پیش روی میت بایستاد و زبان به ادا این رباعی برگشاد: گر من گنه جمله جهان کردستم لطف تو امید است که گیرد دستم گفتی که بوقت عجز دستت گیرم عاجزتر از این مخواه کاکنون هستم. وفات شیخ سیف الدین بعد از فوت منکوقاآن بسه سال فی شهور سنة ثمان و خمسین و ستمائه (۶۵۸ هـ . ق.) بوقوع پیوسته و مرقد منورش در بخارا مشهور است. رجوع به حبیب السیر ۲ ص ۲۱ و ۲۲ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالمعالی
شماره: 9167
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُلْ مَ ] (اِخ) (شیخ...) سیف الدین مظهر باخرزی. ملقب به شیخ العالم و در سلک خلفاء شیخ نجم الدین کبری منتظم است. با منکوقاآن معاصر بود و سورقبی بیکی والدهٔ منکوقاآن با آنکه متابعت ملت مسیحا علیه السلام میکرد در ایام دولت پسر هزار بالش نقره ببخارا که مسکن شیخ سیف الدین بود فرستاد تا مدرسه ای ساخته مستغلات خریدند و برآن بقعه وقف کردند و تولیت آن مدرسه و موقوفات آنرا بشیخ تفویض فرمود و در نفحات مسطور است که روزی شیخ سیف الدین بسر جنازهٔ درویشی حاضر گشت گفتند شیخنا تلقین فرمائید، در پیش روی میت بایستاد و زبان به ادا این رباعی برگشاد: گر من گنه جمله جهان کردستم لطف تو امید است که گیرد دستم گفتی که بوقت عجز دستت گیرم عاجزتر از این مخواه کاکنون هستم. وفات شیخ سیف الدین بعد از فوت منکوقاآن بسه سال فی شهور سنة ثمان و خمسین و ستمائه (۶۵۸ هـ . ق.) بوقوع پیوسته و مرقد منورش در بخارا مشهور است. رجوع به حبیب السیر ۲ ص ۲۱ و ۲۲ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
9167
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی