[ اَ بُلْ مُ ظَفْ فَ ] (اِخ) جمح
یا جخج. از شعرای باستانی. یک بیت از این
شاعر برای کلمهٔ آباد در لغت نامهٔ اسدی
آمده است:
ویران شده دلها بمی آبادان گردد
آباد بر آن دست که پرورد رز آباد.
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالمظفر
شماره: 9077
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ بُلْ مُ ظَفْ فَ ] (اِخ) جمح
یا جخج. از شعرای باستانی. یک بیت از این
شاعر برای کلمهٔ آباد در لغت نامهٔ اسدی
آمده است:
ویران شده دلها بمی آبادان گردد
آباد بر آن دست که پرورد رز آباد.