معنی و تعریف
[ تَ ] (ع مص) به آخر شب کاری
کردن. (زوزنی). || در تاریکی آخر شب
رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم
الاطباء). || در تاریکی آخر شب بر آب
وارد گردیدن، یقال: غلسنا الماء؛ ای وردنا
بغلس. || در تاریکی شب نماز گزاردن:
و غلسنا الصلوة اذا فعلنا الصلوة بغلس.
(منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب
الموارد). و فی الحدیث: کنا نغلس من جمع
الی منی، ای نسیر الیها ذلک الوقت. (از اقرب
الموارد).