معنی و تعریف
[ اَ بُلْ لَ ] (اِخ) (شیخ...)
سمرقندی. آنگاه که زنده چشم و
ابواسحاق بن خضر میسوری و ابوموسی و
خان زاده ابوالمعالی ترمذی و ابواللیث
سمرقندی به قصد جان امیر تیمور گورکان
عهد کرده و سوگند خوردند و امیر تیمور
آنان را دستگیر کرد ابواللیث را بمکهٔ مکرمه
نفی کرد.