[ دَ گَ ] (حامص مرکب)
بشریت : اما گاه گاه در درون استاد امام
از راه آدمی گری اندک داوری می بود.
(اسرارالتوحید). چون چشم من بر وی افتاد از
آدمیگری هیچ چیز با من نماند. روحی و
آسایشی از وی بمن رسید چنانکه بیخود
گشتم. (اسرارالتوحید).
لینک ها و اشتراک گذاری
آدمی گری
شماره: 866
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ دَ گَ ] (حامص مرکب)
بشریت : اما گاه گاه در درون استاد امام
از راه آدمی گری اندک داوری می بود.
(اسرارالتوحید). چون چشم من بر وی افتاد از
آدمیگری هیچ چیز با من نماند. روحی و
آسایشی از وی بمن رسید چنانکه بیخود
گشتم. (اسرارالتوحید).