معنی و تعریف
[ تَ ] (ع مص) یاد کردن چیزی.
(منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || نگه
داشتن چیزی در ذهن. (تاج العروس) (اقرب
الموارد) (المنجد). || ذکر نمودن، و
بکسر خطاست، چرا که سوای تبیان و تلقای،
هیچ مصدری بر وزن تفعال بکسر نیامده مگر
اسم جنس و صفات، برین وزن اکثر می آید
چنانکه تمثال و تمساح و تلعاب بمعنی بسیار
بازی کننده. (غیاث اللغات) (آنندراج).