معنی و تعریف
[ دَ می یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) انسانیت. مردمی. بشریت. آزرم : برنجید و گفت این طایفهٔ خرقه پوشان امثال حیوانند، اهلیت و آدمیت ندارند. (گلستان سعدی). بحقیقت آدمی باش و گرنه مرغ دانی که همین سخن بگوید بزبان آدمیت.سعدی. طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت بدر آی تا ببینی طیران آدمیت.سعدی. گفتم این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح خوان و من خاموش.سعدی.
- امثال:
آدمی را آدمیت لازم است؛ مردم را صفات مردمی باید.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آدمیت
شماره: 856
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ می یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) انسانیت. مردمی. بشریت. آزرم : برنجید و گفت این طایفهٔ خرقه پوشان امثال حیوانند، اهلیت و آدمیت ندارند. (گلستان سعدی). بحقیقت آدمی باش و گرنه مرغ دانی که همین سخن بگوید بزبان آدمیت.سعدی. طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت بدر آی تا ببینی طیران آدمیت.سعدی. گفتم این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح خوان و من خاموش.سعدی.
- امثال:
آدمی را آدمیت لازم است؛ مردم را صفات مردمی باید.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
856
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی