معنی و تعریف
[ اَ بُلْ سِ ] (اِخ) سالار بوزکان.
این مرد که بگفتهٔ بیهقی از کفات و دهات
الرجال و زده و کوفتهٔ سوری بود بزمان
غزنویان پنهانی با ترکمانان سلجوقی
مکاتبت داشته است و آنگاه که ینال و
طغرل به نیشابور آمدند او سه چهارهزار
سوار آورده بود با سلاح و کار ترکمانان را
جان بر میان بسته و طغرل در راه که می آمد
سخن همه با او و موفق میگفت. و عاقبت
کار او در تاریخ بیهقی به دست نمی آید.
رجوع به تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۶۴ و
۵۶۵ و ۵۶۶ شود.