مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آدمیان
854
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ دَ ]
(اِ)
جِ آدمی : یک بار طبع آدمیان گیر و مردمان گرْت آدم است بابک و فرزند آدمی.اسدی. آدمیان را سخنی بس بود گاو بود کش خله در پس بود.امیرخسرو.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آدمیان
شماره: 854
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ دَ ]
(اِ)
جِ آدمی : یک بار طبع آدمیان گیر و مردمان گرْت آدم است بابک و فرزند آدمی.اسدی. آدمیان را سخنی بس بود گاو بود کش خله در پس بود.امیرخسرو.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
854
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری