معنی و تعریف
[ دَ ] (اِ) جِ آدمی : یک بار طبع آدمیان گیر و مردمان گرْت آدم است بابک و فرزند آدمی.اسدی. آدمیان را سخنی بس بود گاو بود کش خله در پس بود.امیرخسرو.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آدمیان
شماره: 854
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ ] (اِ) جِ آدمی : یک بار طبع آدمیان گیر و مردمان گرْت آدم است بابک و فرزند آدمی.اسدی. آدمیان را سخنی بس بود گاو بود کش خله در پس بود.امیرخسرو.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
854
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی