معنی و تعریف
[ تَ خَ خُ ] (ع مص) فروهشته و
نرم گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
ارتخاء. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد).
|| لاغر شدن بدن بعد فربهی.
|| فرونشستن سختی گرما. (منتهی
الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از
قطر المحیط). فرونشستن مقداری از سختی
گرما. (نشوءُاللغة ص ۱۴).