معنی و تعریف
[ تَ ] (ع مص) آزمند و راغب
گردانیدن کسی را بر چیزی. (از اقرب
الموارد). آزمند گردانیدن کسی را بر چیزی.
(ناظم الاطباء) (قطر المحیط). در شغف و آز
انداختن. (آنندراج). ترغیب و تحریک و
ورغلانیدگی. (ناظم الاطباء). به حرص و آز
انداختن. (فرهنگ نظام). رجوع به تحریص
کردن و تحریص نمودن شود.