[ تَ بِ هِ ] (ترکیب اضافی، اِ
مرکب) تب هجر. سوز و گداز دوری. حرارت
فراق. تبی که از هجران عارض شود:
از تب هجران تو ناخن کبود
پیش تو انگشت زنان کالامان.
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی
ص ۳۴۴).
رجوع به تب و ترکیبات آن شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
تب هجران
شماره: 83539
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ تَ بِ هِ ] (ترکیب اضافی، اِ
مرکب) تب هجر. سوز و گداز دوری. حرارت
فراق. تبی که از هجران عارض شود:
از تب هجران تو ناخن کبود
پیش تو انگشت زنان کالامان.
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی
ص ۳۴۴).
رجوع به تب و ترکیبات آن شود.