ابوالقاسم8318
معنی و تعریف
[ اَ بُلْ سِ ] (اِخ) آبندونی.عبداللََّه بن ابراهیم بن یوسف آبندونی جرجانی. امام حافظ زاهد موثق مأمون ورع و کثیرالحدیت از اقران ابی بکر اسمعیلی و ابی احمدبن عددیّ حافظ. در جرجان از عمران بن موسی و در بغداد از ابی عبداللََّه احمدبن حسن بن عبدالجبار صوفی و در بصره از ابوخلیفه فضل بن حباب جمحی و در مصر از ابی عبدالرحمن احمدبن شعیب نسائی و در موصل از ابی یعلی احمدبن علی بن مثنی تمیمی و دیگران حدیث شنیده است. حاکم ابوعبداللََّه محمدبن عبداللََّه حافظ و ابونصر اسماعیلی و ابوبکر سالحی قاضی و ابوبکر برقانی خوارزمی از آبندونی روایت کنند. حاکم در تاریخ خود گوید: ابوالقاسم آبندونی در سن کهولت بارها به نشابور آمد و مدتی ببود و در آنجا با ابوعبداللََّه و ابونصر مصاحبت داشت و در این وقت پیر بود و سپس در سال ۳۴۷ یا ۳۴۸ هـ . ق. نیز به نیشابور آمد و اقامت گزید و بروایت احادیث مشغول شد و پس به جرجان شد و در سنهٔ ۳۵۰ هـ . ق. به بغداد رفت و هم بدانجا ببود تا درگذشت. و آنگاه که من به سال ۳۶۷ به بغداد رفتم او را دیدم ضعف پیری بر وی غالب آمده و عمرش بنود و چهارسالگی رسیده. این مرد بزرگ یکی از ارکان حدیث است و با ابواحمدبن عدی حافظ شام و مصر مصاحب بود. و کتب او سماع بود (یعنی به اجازات اکتفا نمیکرد) و در رجب ۳۶۸ از وی مفارقت کردم و به سال ۳۶۹ خبر مرگ او را در نامه های اصحاب خویش خواندیم و هم گفته اند که آبندونی در حربیه بغداد سکونت داشت و بجرجان و بغداد روایت حدیث می کرد از جمعی از محدثین عراق و شام و مصر. ابوبکر برقانی گوید: من با ابومنصور کرخی نزد ابی القاسم آبندونی بقصد استماع حدیث می رفتیم و او ما را در یک مجلس معاً نمی پذیرفت و یکی از ما دو تن را بر در مینشاند و دیگری را اجازهٔ دخول میداد و چون بیرون می آمد نوبت دیگری میرسید و میگفت سوگند یاد کرده است که برای دو کس دریکجا حدیث نکند.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالقاسم
شماره: 8318
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُلْ سِ ] (اِخ) آبندونی.عبداللََّه بن ابراهیم بن یوسف آبندونی جرجانی. امام حافظ زاهد موثق مأمون ورع و کثیرالحدیت از اقران ابی بکر اسمعیلی و ابی احمدبن عددیّ حافظ. در جرجان از عمران بن موسی و در بغداد از ابی عبداللََّه احمدبن حسن بن عبدالجبار صوفی و در بصره از ابوخلیفه فضل بن حباب جمحی و در مصر از ابی عبدالرحمن احمدبن شعیب نسائی و در موصل از ابی یعلی احمدبن علی بن مثنی تمیمی و دیگران حدیث شنیده است. حاکم ابوعبداللََّه محمدبن عبداللََّه حافظ و ابونصر اسماعیلی و ابوبکر سالحی قاضی و ابوبکر برقانی خوارزمی از آبندونی روایت کنند. حاکم در تاریخ خود گوید: ابوالقاسم آبندونی در سن کهولت بارها به نشابور آمد و مدتی ببود و در آنجا با ابوعبداللََّه و ابونصر مصاحبت داشت و در این وقت پیر بود و سپس در سال ۳۴۷ یا ۳۴۸ هـ . ق. نیز به نیشابور آمد و اقامت گزید و بروایت احادیث مشغول شد و پس به جرجان شد و در سنهٔ ۳۵۰ هـ . ق. به بغداد رفت و هم بدانجا ببود تا درگذشت. و آنگاه که من به سال ۳۶۷ به بغداد رفتم او را دیدم ضعف پیری بر وی غالب آمده و عمرش بنود و چهارسالگی رسیده. این مرد بزرگ یکی از ارکان حدیث است و با ابواحمدبن عدی حافظ شام و مصر مصاحب بود. و کتب او سماع بود (یعنی به اجازات اکتفا نمیکرد) و در رجب ۳۶۸ از وی مفارقت کردم و به سال ۳۶۹ خبر مرگ او را در نامه های اصحاب خویش خواندیم و هم گفته اند که آبندونی در حربیه بغداد سکونت داشت و بجرجان و بغداد روایت حدیث می کرد از جمعی از محدثین عراق و شام و مصر. ابوبکر برقانی گوید: من با ابومنصور کرخی نزد ابی القاسم آبندونی بقصد استماع حدیث می رفتیم و او ما را در یک مجلس معاً نمی پذیرفت و یکی از ما دو تن را بر در مینشاند و دیگری را اجازهٔ دخول میداد و چون بیرون می آمد نوبت دیگری میرسید و میگفت سوگند یاد کرده است که برای دو کس دریکجا حدیث نکند.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
8318
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی