ابوالفوارس8297
معنی و تعریف
[ اَ بُلْ فَ رِ ] (اِخ) شرف الدوله و زین الملة شیرزیل بن فناخسرو عضدالدوله. صاحب حبیب السیر گوید: او در وقت فوت پدر خود عضدالدوله ولایت کرمان داشت و چون خبر فوت پدر شنید بصوب شیراز توجه کرد و در شیراز وزیر عضد الدوله نصربن هرون نصرانی را که از این پیش از وی آزرده خاطر بود بکشت و پس از ضبط مملکت فارس در اوائل سال ۳۷۵ هـ . ق. لشکر باهواز کشید و برادر خود ابوالحسین احمد را که از قبل صمصام الدولةبن عضدالدوله حاکم اهواز بود منهزم کرد و سپس ببصره شد و در ماه رجب سنهٔ مذکوره آنجا را نیز تحت تصرف درآورد و در اوائل سال ۳۷۶ متوجه بغداد گشت و برادرش صمصام الدوله که در بغداد امیرالامرا بود به امید مرحمت نزد او رفت شرف الدوله نخست برادر را تعظیم و تکریم کرد و چون از مجلس بیرون رفت به اخذ و قیدش حکم فرمود و به استقلال قرب دو سال دیگر بدولت و اقبال گذرانید و در سال ۳۷۹ هـ . ق. درگذشت. و در ترجمهٔ تاریخ یمینی آمده است که در رجب سنهٔ خمس و سبعین و ثلثمائه (۳۷۵ هـ . ق.) بصره را مستخلص کرد و روی به بغداد نهاد تا جای پدر بگیرد و چون خبر قدوم او برسید صمصام الدوله بحکم کبر سن بمدارات و مجانبت جانب ممارات و تفادی از وحشت و تجافی از کراهیت او پیش باز رفت و ندانست که نیامی گنجای دو تیغ ندارد و از کمانی دو تیر انداختن صورت نبندد. ابوالفوارس او را بنواخت و گستاخ گردانید پس او را بگرفت و چشمها داغ کرد و بقلعه گیوستان فرستاد بجانب عمان و ملک مستخلص کرد و امیرالمؤمنین الطائع للََّه او را شرف الدوله و زین الملة لقب داد و دو سال پادشاهی کرد و در جمادی الآخرهٔ سنهٔ تسع و سبعین بمفاجات فروشد. و رجوع به مجمل التواریخ چ طهران ص ۳۹۵ ببعد شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالفوارس
شماره: 8297
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُلْ فَ رِ ] (اِخ) شرف الدوله و زین الملة شیرزیل بن فناخسرو عضدالدوله. صاحب حبیب السیر گوید: او در وقت فوت پدر خود عضدالدوله ولایت کرمان داشت و چون خبر فوت پدر شنید بصوب شیراز توجه کرد و در شیراز وزیر عضد الدوله نصربن هرون نصرانی را که از این پیش از وی آزرده خاطر بود بکشت و پس از ضبط مملکت فارس در اوائل سال ۳۷۵ هـ . ق. لشکر باهواز کشید و برادر خود ابوالحسین احمد را که از قبل صمصام الدولةبن عضدالدوله حاکم اهواز بود منهزم کرد و سپس ببصره شد و در ماه رجب سنهٔ مذکوره آنجا را نیز تحت تصرف درآورد و در اوائل سال ۳۷۶ متوجه بغداد گشت و برادرش صمصام الدوله که در بغداد امیرالامرا بود به امید مرحمت نزد او رفت شرف الدوله نخست برادر را تعظیم و تکریم کرد و چون از مجلس بیرون رفت به اخذ و قیدش حکم فرمود و به استقلال قرب دو سال دیگر بدولت و اقبال گذرانید و در سال ۳۷۹ هـ . ق. درگذشت. و در ترجمهٔ تاریخ یمینی آمده است که در رجب سنهٔ خمس و سبعین و ثلثمائه (۳۷۵ هـ . ق.) بصره را مستخلص کرد و روی به بغداد نهاد تا جای پدر بگیرد و چون خبر قدوم او برسید صمصام الدوله بحکم کبر سن بمدارات و مجانبت جانب ممارات و تفادی از وحشت و تجافی از کراهیت او پیش باز رفت و ندانست که نیامی گنجای دو تیغ ندارد و از کمانی دو تیر انداختن صورت نبندد. ابوالفوارس او را بنواخت و گستاخ گردانید پس او را بگرفت و چشمها داغ کرد و بقلعه گیوستان فرستاد بجانب عمان و ملک مستخلص کرد و امیرالمؤمنین الطائع للََّه او را شرف الدوله و زین الملة لقب داد و دو سال پادشاهی کرد و در جمادی الآخرهٔ سنهٔ تسع و سبعین بمفاجات فروشد. و رجوع به مجمل التواریخ چ طهران ص ۳۹۵ ببعد شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
8297
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی