معنی و تعریف
[ رَ ] (اِ) رنج. محنت. آفت : از چشم بد ای مرا چو دیده یک روز مباد آدرنگت.سنائی.
|| نیستی و نابودی و زوال : مهرگان بر تو مبارک باد از گشت سپهر جاه تو بی عیب باد و عمر تو بی آدرنگ. معزی.
|| خدوک. غم. اندوه. || دمار. هلاک. || (ص) روشن. منور. شاید مخفف آدررنگ مرادف آذررنگ. و به معنی آذرنگ بذال معجمه در تمام معانی آن نیز آمده است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آدرنگ
شماره: 826
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ رَ ] (اِ) رنج. محنت. آفت : از چشم بد ای مرا چو دیده یک روز مباد آدرنگت.سنائی.
|| نیستی و نابودی و زوال : مهرگان بر تو مبارک باد از گشت سپهر جاه تو بی عیب باد و عمر تو بی آدرنگ. معزی.
|| خدوک. غم. اندوه. || دمار. هلاک. || (ص) روشن. منور. شاید مخفف آدررنگ مرادف آذررنگ. و به معنی آذرنگ بذال معجمه در تمام معانی آن نیز آمده است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
826
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی