معنی و تعریف
[ اَ بُلْ فَ ] (اِخ) حاجب. آنگاه که ابوابراهیم اسماعیل بن نوح ملقب بمنتصر بحدود نسا رسید و ابونصر حاجب بهواء دولت و نصرت لوای او برخاست و مردم نسا بدین امر تن درندادند نامه ای به خوارزمشاه فرستادند و مدد خواستند و او ابوالفضل حاجب را بیاری آنان فرستاد و جنگی میان او و منتصر در رستاق استوا درپیوست و منتصر منهزم شد. رجوع به تاریخ یمینی شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالفضل
شماره: 8139
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُلْ فَ ] (اِخ) حاجب. آنگاه که ابوابراهیم اسماعیل بن نوح ملقب بمنتصر بحدود نسا رسید و ابونصر حاجب بهواء دولت و نصرت لوای او برخاست و مردم نسا بدین امر تن درندادند نامه ای به خوارزمشاه فرستادند و مدد خواستند و او ابوالفضل حاجب را بیاری آنان فرستاد و جنگی میان او و منتصر در رستاق استوا درپیوست و منتصر منهزم شد. رجوع به تاریخ یمینی شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
8139
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی