معنی و تعریف
[ اَ بُلْ فَ ] (اِخ) احمدبن
سلیمان بن وهب بن سعید کاتب. یاقوت
گوید: پدر او ابوایوب سلیمان بن وهب وزیر
و عم او حسن بن وهب معروف و مشهور و
در این کتاب (معجم الادباء) ذکر آن دو آمده
است و نسب این خاندان را در ترجمهٔ
حسن بن وهب استقصا کرده ایم و وفات وی
چنانکه ابوعبداللََّه... در کتاب معجم الشعرا
آورده است به سال ۲۸۵ هـ . ق. بود.
ابوالفضل مردی بارع و فاضل و ناظم و ناثر
و متقلد اعمال و جبایات اموال بود و برادر
او عبیداللََّه بن سلیمان و برادرزادهٔ او قاسم بن
عبیداللََّه وزیر معتضد و مکتفی بودند و او را
کتاب دیوان شعر و کتاب دیوان رسائل
است. او راست در صفت سرو:
حفت بسرو کالقیان تلحفت
خضر الحریر علی قوام معتدل
فکأنها و الرّیح حین تمیلها
تبغی التعالق ثم یمنعها الخجل.
رجوع به معجم الأدباء ج ۱ ص ۱۳۶ شود.