معنی و تعریف
[ نَ / نِ ] (اِ) غلاف شکوفهٔ نخل است
که هنوز نشکفته و از آن خوشه برنیامده باشد.
(انجمن آرا) (آنندراج). غلاف شکوفهٔ درخت
خرما که هنوز نشکفته و خوشه برنیامده.
(فرهنگ نظام). || بعضی پوست غلاف و
شکوفه و کرونر آنرا که کافورالنخل و
دقیق النخل و گشن نامند و هر سه را
دانسته اند. (انجمن آرا) (آنندراج). || بعضی
خوشهٔ شکوفهٔ آنرا [ نخل را ] که طلع نامند،
دانند. (انجمن آرا) (آنندراج). بهترین آن دانهٔ
خوشبوی مأخوذ از نر آنست و مقوی دماغ و
قلب و روح است، عرق آن مکرر خورده شده
است و آنرا غنچهٔ خرما و کاردوالی نیز گویند
و به عربی کفری خوانند. (انجمن آرا)
(آنندراج). در شیراز عرق تارونه فراوان
است. (فرهنگ نظام).