معنی و تعریف
[ اَ بُلْ فَ ] (اِخ) (امیر شیخ...)
ابن امیر علیکه. شاهرخ بن تیمور پس از
مرگ امیر علیکه مناصب وی را به فرزند
ارشد او امیرشیخ ابوالفضل تفویض کرد و
در شهور سنهٔ خمسین و ثمانمائه (۸۵۰
هـ . ق.) آنگاه که شاهرخ به قصد شیراز بری
رسید امیرسلطان شاه برلاس و امیر
ابوالفضل بن امیر علیکه گوگل تاش و امیر
نظام الدین احمد فیروزشاه را برسم مقدّمه
پیشتر روانه کرد و سال بعد شاهر خ سلطان
شاه و شیخ ابوالفضل صاحب ترجمه و
میرک احمد فیروزشاه را نزد سلطان محمد
فرستاد تا او را به استغفار و اعتذار از طغیان
خویش بازداشته و بخدمت جد خود یعنی
شاهرخ آرند. رجوع به حبیب السیر ج ۲ ص
۲۰۵، ۲۰۷، ۲۰۸ و بعد شود.