[ خو / خُنْ ] (ص، اِ) (شاید مخففی
از آغا +خوندگار، به معنی خداوندگار) ملا.
منلا. عالم. طالب علوم دینیه.
|| مکتب دار کودکان. معلم کُتّاب.
- آخوندبازی؛ توسل بحیل شرعی.
آخوند نباشد درد و غم، گفتن؛ کسی را که
بیمار نیست به القاء بیمار کردن.
لینک ها و اشتراک گذاری
آخوند
شماره: 798
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ خو / خُنْ ] (ص، اِ) (شاید مخففی
از آغا +خوندگار، به معنی خداوندگار) ملا.
منلا. عالم. طالب علوم دینیه.
|| مکتب دار کودکان. معلم کُتّاب.
- آخوندبازی؛ توسل بحیل شرعی.
آخوند نباشد درد و غم، گفتن؛ کسی را که
بیمار نیست به القاء بیمار کردن.