معنی و تعریف
(حامص مرکب) عمل پیشکار. چاکری. فرمانبری. مقابل پیشگاهی: بدانش مر این پیشکار تنت را رها کن ازین پیشکاری و خواری. ناصرخسرو. ز جهل تو اکنون همی جان دانا کند پیشکار ترا پیشکاری.ناصرخسرو. به پیشکاری مهرش همه تنم کمرست بسان بند دواتی که پیش دیدهٔ اوست. خاقانی. || منصب و شغل پیشکار. نائبی. مباشری. || مقام پیشکار یعنی ریاست دارائی شهرهای درجهٔ اول یا مرکز استان های کشور. || عمل مقدماتی تنقیه و لاروبی قنات. || در اصطلاح کفشدوزان، کشیدن رویه و دوختن رویه کفشی را. (از فرهنگ نظام).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
پیشکاری
شماره: 79292
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(حامص مرکب) عمل پیشکار. چاکری. فرمانبری. مقابل پیشگاهی: بدانش مر این پیشکار تنت را رها کن ازین پیشکاری و خواری. ناصرخسرو. ز جهل تو اکنون همی جان دانا کند پیشکار ترا پیشکاری.ناصرخسرو. به پیشکاری مهرش همه تنم کمرست بسان بند دواتی که پیش دیدهٔ اوست. خاقانی. || منصب و شغل پیشکار. نائبی. مباشری. || مقام پیشکار یعنی ریاست دارائی شهرهای درجهٔ اول یا مرکز استان های کشور. || عمل مقدماتی تنقیه و لاروبی قنات. || در اصطلاح کفشدوزان، کشیدن رویه و دوختن رویه کفشی را. (از فرهنگ نظام).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
79292
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی