معنی و تعریف
[ اَ بُ ل عَ ] (اِخ) فارسی و
طبیب معاصر آل بویه. از وی کتابی در
دست نیست لکن مصنفین اطبا از گفته های
وی شاهد صدق اقوال خویش آرند و
ابوماهر و علی بن عیسی مجوسی و ابن
مندویهٔ اصفهانی هم عصر وی بوده اند. او
یک چند طبیب عساکرعضدالدوله بویهی و
پس از عضدالدوله طبیب خاص
شرف الدولةبن عضدالدوله بود و آنگاه که
شرف الدوله با مرض صعب العلاج درگذشت
وی را به تسامح و تعلل عمدی در معالجت
شرف الدوله متهم داشتند و او از این معنی
دلگیر شده و از شیراز بعزم بصره مسافرت
کرد و در راه بمرض رشته [ پیوک عرق
مدنی ] مبتلا گشت و بهمان مرض در حدود
۳۸۰ هـ . ق. درگذشت.