معنی و تعریف
(اِ) اَخْریان. جهاز. بتات. (مهذب
الاسماء). اثاث البیت. سِلْعة. متاع. کالا.
(زمخشری). قماش. مال التجارة: رسم آن
بازار چنان بوده است که هرچه آخریان
معیوب بودی از برده و ستور و دیگر
آخریان باعیب، همه بدین بازار فروختندی.
(تاریخ بخارای نرشخی).
آخریان خرد سفته فرستم بدوست
هیچ ندارم دگر چون دل و جان نزد اوست.
عسجدی.
و اما حال وجود آخریان، از حال کواکب
جنس آخریان نگرند. (کفایةالتعلیم در
نجوم). چون دلیل آخریان بدرجهٔ عاشر
رسد یا درجهٔ طالع...... نرخ آخریان زیادت
گردد. (کفایةالتعلیم).