معنی و تعریف
[ اَ بُلْ عَ جَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) خداوند شگفتی. (قاضی محمد دهار). مشعوذی. (اساس البلاغهٔ زمخشری). مشعبد. حقه باز. تردست. چشمبند. بوالعجب. بُلعجب. و منصور ابوالعجب یکی از آنان است که برای معتمد خلیفه بازی کرده و ابن الندیم صاحب الفهرست نیز لعب حقهٔ او دیده است. و رجوع به بلعجب شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالعجب
شماره: 7579
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُلْ عَ جَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) خداوند شگفتی. (قاضی محمد دهار). مشعوذی. (اساس البلاغهٔ زمخشری). مشعبد. حقه باز. تردست. چشمبند. بوالعجب. بُلعجب. و منصور ابوالعجب یکی از آنان است که برای معتمد خلیفه بازی کرده و ابن الندیم صاحب الفهرست نیز لعب حقهٔ او دیده است. و رجوع به بلعجب شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
7579
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی