[ اَ بُلْ عَ بْ با ] (اِخ) الناشی.
شاعر. او از رؤسای متکلمین زنادقه
[ مانویه ] بود که به اسلام تظاهر میکرد. او
راست: دیوان شعر و کتاب فضیلةالسودان
علی البیضان. (از ابن الندیم). رجوع به
ناشی... شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالعباس
شماره: 7549
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ بُلْ عَ بْ با ] (اِخ) الناشی.
شاعر. او از رؤسای متکلمین زنادقه
[ مانویه ] بود که به اسلام تظاهر میکرد. او
راست: دیوان شعر و کتاب فضیلةالسودان
علی البیضان. (از ابن الندیم). رجوع به
ناشی... شود.