مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آخر شدن
756
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ خِ شُ دَ ]
(مص مرکب)
بپایان رسیدن. برسیدن. سر آمدن. بانجام رسیدن : روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد. حافظ.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آخر شدن
شماره: 756
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ خِ شُ دَ ]
(مص مرکب)
بپایان رسیدن. برسیدن. سر آمدن. بانجام رسیدن : روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد. حافظ.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
756
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری