معنی و تعریف
[ خُ ] (ص مرکب، اِ مرکب) آخورسالار. میرآخر. آنکه ریاست پرستاران ستور، خاصه اسب با اوست : ایشان [ زنان دعوت شدهٔ زلیخا ] پنج زن بودند یکی زن حاجب و یکی زن شرطه و یکی زن خوان سالار و یکی زن شرابدار و یکی زن آخرسالار. (بلعمی ترجمهٔ طبری). آخرسالار جبرئیل است. خاقانی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آخرسالار
شماره: 754
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ خُ ] (ص مرکب، اِ مرکب) آخورسالار. میرآخر. آنکه ریاست پرستاران ستور، خاصه اسب با اوست : ایشان [ زنان دعوت شدهٔ زلیخا ] پنج زن بودند یکی زن حاجب و یکی زن شرطه و یکی زن خوان سالار و یکی زن شرابدار و یکی زن آخرسالار. (بلعمی ترجمهٔ طبری). آخرسالار جبرئیل است. خاقانی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
754
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی