معنی و تعریف
[ خُ رِ سَ ] (ترکیب وصفی، اِ
مرکب) آخورِ سنگین. آخری که در آن کاه و
علف نباشد. || جایی که در آن حاصل و
نفعی نبود. (از برهان). مقابل آخر
چرب :
رخش ترا بر آخر سنگین روزگار
برگ و گیا نه و خر تو عنبرین چرا.
خاقانی.
|| سنگاب. مجازاً، چرب آخر:
حق تو خاقانیا کعبه تواند شناخت
وآخر سنگین طلب توشهٔ یوم الحساب.خاقانی.