معنی و تعریف
[ خُ رِ سَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) آخورِ سنگین. آخری که در آن کاه و علف نباشد. || جایی که در آن حاصل و نفعی نبود. (از برهان). مقابل آخر چرب : رخش ترا بر آخر سنگین روزگار برگ و گیا نه و خر تو عنبرین چرا. خاقانی.
|| سنگاب. مجازاً، چرب آخر: حق تو خاقانیا کعبه تواند شناخت وآخر سنگین طلب توشهٔ یوم الحساب.خاقانی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آخر سنگین
شماره: 755
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ خُ رِ سَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) آخورِ سنگین. آخری که در آن کاه و علف نباشد. || جایی که در آن حاصل و نفعی نبود. (از برهان). مقابل آخر چرب : رخش ترا بر آخر سنگین روزگار برگ و گیا نه و خر تو عنبرین چرا. خاقانی.
|| سنگاب. مجازاً، چرب آخر: حق تو خاقانیا کعبه تواند شناخت وآخر سنگین طلب توشهٔ یوم الحساب.خاقانی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
755
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی