ابوالعباس7425
معنی و تعریف
[ اَ بُلْ عَ بْ با ] (اِخ) اسفراینی. فضل بن احمد. او در اول کاتب فایق و سپس بخدمت ناصرالدین سبکتکین پیوست و بروزگار سلطنت محمود وزارت یافت و صاحب جامع التواریخ گوید: اگر چه فضل بن احمد از حلیهٔ فضل و ادب و تبحر در لغت عرب عاری بود امّا در ضبط امور مملکت و سرانجام مهام سپاهی و رعیت ید بیضا مینمود و او را حق سبحانه و تعالی پسری ارزانی داشت، حجاج نام و آن مولود عاقبت محمود بکسب فضائل نفسانی پرداخته سرآمد افاضل روزگار و اشعار عربی در غایت فصاحت و بلاغت در سلک نظم کشید و همچنین دختر فضل بن احمد در علم حدیث مهارت تمام پیدا کرد چنانکه بعض محدّثان از وی روایت کردند و چون مدت ده سال از وزارت ابوالعباس درگذشت (باسعایتهای علی خویشاوند) اختر طالعش از اوج شرف بحضیض وبال انتقال یافت. گویند او را غلامی از ترکستان بیاوردند و سلطان وصف آن غلام بشنید و او منکر وجود چنین غلامی شد و سلطان ناآگاهان بخانهٔ وزیر رفت و غلام بدید و عربدهٔ ترکانه آغاز کرد و بضبط اموال او فرمان کرد و وزارت باحمدبن حسن میمندی داد. و خود بجانب هندوستان متوجه گشت و در غیبت وی بعض از امرای بدسگال او را در زندان آنقدر شکنجه کردند تا در زیر شکنجه در ۴۰۴ هـ . ق. درگذشت. و ثعالبی در یتیمه آنجا که فضائل اسفرائن را میشمارد میگوید: ابوالعباس فضل بن احمد که محمود سبکتکین را در کنف تربیت خویش شایستهٔ سریر سلطنت ساخت از اسفراین باشد. و در دیوان منسوب به منوچهری قصیدهٔ سینیّه در مدح ابوالعباس اسفراینی آمده است و از جملهٔ ابیات آن است: هزاردستان این مدحت منوچهری کند روایت در مدح خواجه بوالعباس بزرگ بار خدائی که ایزد متعال یگانه کرد بتوفیقش از جمیع الناس همه بکردن خیر است مر ورا همت همه بدادن مال است مر ورا وسواس هزار بار ز عنبر شهی تر است بخلق هزار بار ز آهن قویتر است بباس چو عدل او باشد آن جایگه نباشد جور چو امن او باشد آن جایگاه نیست هراس خدای عزوجل از تنش بگرداناد مکاره دو جهان و وساوس خناس. رجوع به دستورالوزراء خوندمیر و شرح یمینی چ قاهره ص ۱۵۶ تا ۱۶۵. و تاریخ گزیدهٔ ص ۸۴ و آثارالوزراء سیف الدین عقیلی و حبیب السیر ج ۱ ص ۳۳۰ و ۳۳۱ و ۳۳۵ و تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۷، ۱۴۰، ۱۹۵، ۲۴۵، ۵۱۲ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالعباس
شماره: 7425
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُلْ عَ بْ با ] (اِخ) اسفراینی. فضل بن احمد. او در اول کاتب فایق و سپس بخدمت ناصرالدین سبکتکین پیوست و بروزگار سلطنت محمود وزارت یافت و صاحب جامع التواریخ گوید: اگر چه فضل بن احمد از حلیهٔ فضل و ادب و تبحر در لغت عرب عاری بود امّا در ضبط امور مملکت و سرانجام مهام سپاهی و رعیت ید بیضا مینمود و او را حق سبحانه و تعالی پسری ارزانی داشت، حجاج نام و آن مولود عاقبت محمود بکسب فضائل نفسانی پرداخته سرآمد افاضل روزگار و اشعار عربی در غایت فصاحت و بلاغت در سلک نظم کشید و همچنین دختر فضل بن احمد در علم حدیث مهارت تمام پیدا کرد چنانکه بعض محدّثان از وی روایت کردند و چون مدت ده سال از وزارت ابوالعباس درگذشت (باسعایتهای علی خویشاوند) اختر طالعش از اوج شرف بحضیض وبال انتقال یافت. گویند او را غلامی از ترکستان بیاوردند و سلطان وصف آن غلام بشنید و او منکر وجود چنین غلامی شد و سلطان ناآگاهان بخانهٔ وزیر رفت و غلام بدید و عربدهٔ ترکانه آغاز کرد و بضبط اموال او فرمان کرد و وزارت باحمدبن حسن میمندی داد. و خود بجانب هندوستان متوجه گشت و در غیبت وی بعض از امرای بدسگال او را در زندان آنقدر شکنجه کردند تا در زیر شکنجه در ۴۰۴ هـ . ق. درگذشت. و ثعالبی در یتیمه آنجا که فضائل اسفرائن را میشمارد میگوید: ابوالعباس فضل بن احمد که محمود سبکتکین را در کنف تربیت خویش شایستهٔ سریر سلطنت ساخت از اسفراین باشد. و در دیوان منسوب به منوچهری قصیدهٔ سینیّه در مدح ابوالعباس اسفراینی آمده است و از جملهٔ ابیات آن است: هزاردستان این مدحت منوچهری کند روایت در مدح خواجه بوالعباس بزرگ بار خدائی که ایزد متعال یگانه کرد بتوفیقش از جمیع الناس همه بکردن خیر است مر ورا همت همه بدادن مال است مر ورا وسواس هزار بار ز عنبر شهی تر است بخلق هزار بار ز آهن قویتر است بباس چو عدل او باشد آن جایگه نباشد جور چو امن او باشد آن جایگاه نیست هراس خدای عزوجل از تنش بگرداناد مکاره دو جهان و وساوس خناس. رجوع به دستورالوزراء خوندمیر و شرح یمینی چ قاهره ص ۱۵۶ تا ۱۶۵. و تاریخ گزیدهٔ ص ۸۴ و آثارالوزراء سیف الدین عقیلی و حبیب السیر ج ۱ ص ۳۳۰ و ۳۳۱ و ۳۳۵ و تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۷، ۱۴۰، ۱۹۵، ۲۴۵، ۵۱۲ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
7425
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی