معنی و تعریف
[ پُ اُ / پُ اُمْ می ] (ص مرکب) که امید بسیار دارد. امیدوار: چو بیدار گشتم شدم پرامید از آن تاج رخشان و باز سپید.فردوسی. بپوشید پس جامهٔ نو سپید نیایش کنان رفت و دل پرامید.فردوسی. هشیوار با جامهای سپید لبی پر زخنده دلی پرامید.فردوسی. بیامد پرامید دل پهلوان ز بهر پسر گوژ گشته نوان.فردوسی. چو لهراسب بنشست بر تخت عاج بسر برنهاد آن دل افروز تاج... چنین گفت کز داور داد پاک پرامید باشید و با ترس و باک.فردوسی. طرف کرم ز کس نبست این دل پرامید من گرچه سخن همی برد قصهٔ من به هرطرف.
حافظ.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
پرامید
شماره: 73875
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ پُ اُ / پُ اُمْ می ] (ص مرکب) که امید بسیار دارد. امیدوار: چو بیدار گشتم شدم پرامید از آن تاج رخشان و باز سپید.فردوسی. بپوشید پس جامهٔ نو سپید نیایش کنان رفت و دل پرامید.فردوسی. هشیوار با جامهای سپید لبی پر زخنده دلی پرامید.فردوسی. بیامد پرامید دل پهلوان ز بهر پسر گوژ گشته نوان.فردوسی. چو لهراسب بنشست بر تخت عاج بسر برنهاد آن دل افروز تاج... چنین گفت کز داور داد پاک پرامید باشید و با ترس و باک.فردوسی. طرف کرم ز کس نبست این دل پرامید من گرچه سخن همی برد قصهٔ من به هرطرف.
حافظ.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
73875
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی