معنی و تعریف
(اِ) پالا. پالاد. پالاو. اسب جنیبت. || (نف) افزاینده و زیادکننده. (برهان). || صافی کننده. بیزنده. (غیاث اللغات): گهی از نرگست خوناب پالای گهی بیخواب و گه مهتاب پیمای.عطار.
ترکیب ها: -ترشی پالای. خون پالای. سماق پالای. رجوع به همین مدخلها شود. || (فعل امر) امر از پالاییدن یعنی صافی کن : ز آنکه پالودهٔ سر کویست امتحانش کن و فروپالای.انوری.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
پالای
شماره: 72966
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(اِ) پالا. پالاد. پالاو. اسب جنیبت. || (نف) افزاینده و زیادکننده. (برهان). || صافی کننده. بیزنده. (غیاث اللغات): گهی از نرگست خوناب پالای گهی بیخواب و گه مهتاب پیمای.عطار.
ترکیب ها: -ترشی پالای. خون پالای. سماق پالای. رجوع به همین مدخلها شود. || (فعل امر) امر از پالاییدن یعنی صافی کن : ز آنکه پالودهٔ سر کویست امتحانش کن و فروپالای.انوری.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
72966
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی