معنی و تعریف
[ خِ ] (ع ص) گیرنده. ج، آخذین. || شتری که بفربهی آغازیده باشد. || اشتری که دندان آن شروع ببرآمدن کرده باشد. || شیر که زبان بگزد از شدت ترشی. || آنکه چشم دردگن دارد.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آخذ
شماره: 728
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ خِ ] (ع ص) گیرنده. ج، آخذین. || شتری که بفربهی آغازیده باشد. || اشتری که دندان آن شروع ببرآمدن کرده باشد. || شیر که زبان بگزد از شدت ترشی. || آنکه چشم دردگن دارد.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
728
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی