ابوالعباس7200
معنی و تعریف
[ اَ بُلْ عَ بْ با ] (ع اِ مرکب) شیر. اسد. (المزهر). || در تداول فارسی زبانان، شرم مرد. ایر: بخواهم کرد وصف سرخ کناس چو کرد اندر دلم ابلیس وسواس ترش روئی ابوالعباس نامی نشسته بر بساط آل عباس. سوزنی. || (اِخ) کنیت فیل اصحاب الفیل و نام آن محمود بود. (المرصع).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوالعباس
شماره: 7200
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُلْ عَ بْ با ] (ع اِ مرکب) شیر. اسد. (المزهر). || در تداول فارسی زبانان، شرم مرد. ایر: بخواهم کرد وصف سرخ کناس چو کرد اندر دلم ابلیس وسواس ترش روئی ابوالعباس نامی نشسته بر بساط آل عباس. سوزنی. || (اِخ) کنیت فیل اصحاب الفیل و نام آن محمود بود. (المرصع).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
7200
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی