(ع اِ) جِ اَحَد. یکان. (التفهیم).
یک یک افراد و اشخاص : و قاضی
فتوی داد که خون یکی از آحاد رعیت ریختن
سلامت نفس پادشاه را، روا باشد.
(گلستان). || مرتبهٔ اول از طبقات
عدد.
لینک ها و اشتراک گذاری
آحاد
شماره: 710
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
(ع اِ) جِ اَحَد. یکان. (التفهیم).
یک یک افراد و اشخاص : و قاضی
فتوی داد که خون یکی از آحاد رعیت ریختن
سلامت نفس پادشاه را، روا باشد.
(گلستان). || مرتبهٔ اول از طبقات
عدد.