معنی و تعریف
[ شُ هَ ] (ص مرکب، ق مرکب) (از: بی +شبهت، از شبهة «عربی») بی شک. بی تردید: و هر راز که ثالثی در آن محرم نشود هرآینه از اشاعت مصون ماند و باز آنکه بگوش سیمی رسید بی شبهت در افواه افتد. (کلیله و دمنه). اگر خار در چشم متهوری مستبد افتد و در بیرون آوردن آن غفلت بورزد... بی شبهت کور شود. (کلیله و دمنه).
رجوع به شبهت شود. || حلال. بدون شبههٔ شرعی : در هر سفری ما را ازین بیارند تا صدقه که خواهیم کرد حلال بی شبهت باشد از این فرمائیم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۲۱).
رجوع به شبهه شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
بی شبهت
شماره: 70528
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ شُ هَ ] (ص مرکب، ق مرکب) (از: بی +شبهت، از شبهة «عربی») بی شک. بی تردید: و هر راز که ثالثی در آن محرم نشود هرآینه از اشاعت مصون ماند و باز آنکه بگوش سیمی رسید بی شبهت در افواه افتد. (کلیله و دمنه). اگر خار در چشم متهوری مستبد افتد و در بیرون آوردن آن غفلت بورزد... بی شبهت کور شود. (کلیله و دمنه).
رجوع به شبهت شود. || حلال. بدون شبههٔ شرعی : در هر سفری ما را ازین بیارند تا صدقه که خواهیم کرد حلال بی شبهت باشد از این فرمائیم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۲۱).
رجوع به شبهه شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
70528
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی