معنی و تعریف
[ اَ بُلْ خَ رِ شَ ] (اِخ)
(سلطان ابوالخیرخان) ابن دولت شیخ بن
ابراهیم اغلان بن پولادبن منگوتیموربن
بداغول بن جوجی بوغا. از خواقین ازبک از
الوس جوجی خان بن چنگیز. جد محمدخان
شیبانی. مستقر وی سقناق دشت قبچاق بود.
مولد او به سال ۸۱۶ هـ . ق. و در سنهٔ ۸۳۳
در هفده سالگی رتبهٔ خانی یافت و سلطان
ابوسعید بمدد او فتح سمرقند کرد،
ابوالخیرخان در ۸۳۴ بخوارزم شد و آن
ناحیت را غارت کرد. او دختر الغ بیک رابعه
را بزنی گرفته است. وفات وی بسال ۸۷۴
بود. رجوع به حبیب السیر ج ۲ ص ۲۵،
۲۲۵، ۲۴۸، ۲۴۹، ۳۱۲، ۳۲۰ شود.