معنی و تعریف
[ دَ / دِ ] (ن مف / نف) وجودداشته و هستی داشته. (ناظم الاطباء). وجودداشته. موجود. (فرهنگ فارسی معین): ای به ازل بوده و نابوده ما وی به ابد مانده و فرسوده ما.نظامی. ورای همه بوده ای بود او همه رشتهٔ گوهرآمود او.نظامی.
|| واقع شده. حادث گشته. (فرهنگ فارسی معین). شده و گشته. (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
بوده
شماره: 68043
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ / دِ ] (ن مف / نف) وجودداشته و هستی داشته. (ناظم الاطباء). وجودداشته. موجود. (فرهنگ فارسی معین): ای به ازل بوده و نابوده ما وی به ابد مانده و فرسوده ما.نظامی. ورای همه بوده ای بود او همه رشتهٔ گوهرآمود او.نظامی.
|| واقع شده. حادث گشته. (فرهنگ فارسی معین). شده و گشته. (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
68043
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی