معنی و تعریف
[ اَ بُلْ خَ طْ طا رِ کَ ]
(اِخ) عسام بن ضراربن سلامان بن خیثم بن
ربیعةبن حصن بن ضمضم بن عدی بن جناب.
شاعری از عرب. او از دست هشام ولایت
اندلس داشت و در آنجا یمانیان را بر
مصریان پیشی و فضیلت مینهاد و آن بر
مصریان صعب و ناگوار می آمد تا در آخر
صمیل بن حاتم بن ذی الجوشن ضبابی او را
بکشت.