معنی و تعریف
[ جِ ] (ع ص، اِ) بامهلت. دیرنده. تأخیرکننده. ضد عاجل : عاجل نبود مگر شتابنده هرگز نرود ز جای خویش آجل. ناصرخسرو.
|| دیر، مقابل زود: بدین زودی ندانستم که ما را سفر باشد بعاجل یا به آجل.منوچهری.
|| آخرت. مقابل عاجل به معنی دنیا: باری عاجل و آجل بهم نپیوندد. (کلیله و دمنه). چون برای حق و روز آجل است گر خطائی شد دیت بر عاقل است.مولوی.
|| جانی و برانگیزندهٔ بر جنایت.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آجل
شماره: 680
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ جِ ] (ع ص، اِ) بامهلت. دیرنده. تأخیرکننده. ضد عاجل : عاجل نبود مگر شتابنده هرگز نرود ز جای خویش آجل. ناصرخسرو.
|| دیر، مقابل زود: بدین زودی ندانستم که ما را سفر باشد بعاجل یا به آجل.منوچهری.
|| آخرت. مقابل عاجل به معنی دنیا: باری عاجل و آجل بهم نپیوندد. (کلیله و دمنه). چون برای حق و روز آجل است گر خطائی شد دیت بر عاقل است.مولوی.
|| جانی و برانگیزندهٔ بر جنایت.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
680
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی