معنی و تعریف
[ بِ مُ جَ رْ رَ دِ ] (حرف اضافهٔ مرکب)
(از: «ب» +مجرد) فی الفور. درحال.
بلافاصله. در همان آن. (ناظم الاطباء).
|| فقط. بدون چیزی دیگر: بمجرد
گمان... نزدیکان خود را مهجور گردانیدن...
تیشه بر پای خود زدن بود. (کلیله و
دمنه).
رجوع به مجرد شود.