معنی و تعریف
[ بِ مُ جَ رْ رَ دِ ] (حرف اضافهٔ مرکب) (از: «ب» +مجرد) فی الفور. درحال. بلافاصله. در همان آن. (ناظم الاطباء). || فقط. بدون چیزی دیگر: بمجرد گمان... نزدیکان خود را مهجور گردانیدن... تیشه بر پای خود زدن بود. (کلیله و دمنه).
رجوع به مجرد شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
بمجرد
شماره: 66805
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بِ مُ جَ رْ رَ دِ ] (حرف اضافهٔ مرکب) (از: «ب» +مجرد) فی الفور. درحال. بلافاصله. در همان آن. (ناظم الاطباء). || فقط. بدون چیزی دیگر: بمجرد گمان... نزدیکان خود را مهجور گردانیدن... تیشه بر پای خود زدن بود. (کلیله و دمنه).
رجوع به مجرد شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
66805
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی