معنی و تعریف
[ جُ ] (معرب، اِ) معرب آگور، از فارسی یا بگفتهٔ منتهی الارب یونانی. خشت پخته. آجور. آگور: خم رها کن، که بود چاهی ژرف سر به آجر برآوریده شگرف.نظامی.
- آجر بزرگ؛ به فارسی تاوه گویند که معرب آن طابق است و نیز بتازی آن را اِردِبه خوانند. - آجر تراش؛ آجری است که برونسوی او ساییده و هموار شده باشد زینت را و قسمی از آن را امروز قزاقی گویند. - آجر جوش؛ آجر بسیار پخته و از صورت و رنگ بگشته که در بنیاد ابنیه و پیرامن تپه های گلکاری بکار برند. - آجر ختایی؛ نوعی از آجر، بزرگتر از آجر عادی و کوچک تر از آجر نظامی. - امثال:
نان کسی را آجر کردن؛ امید نفع و نعمت او را بدل بنومیدی کردن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آجر
شماره: 663
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ جُ ] (معرب، اِ) معرب آگور، از فارسی یا بگفتهٔ منتهی الارب یونانی. خشت پخته. آجور. آگور: خم رها کن، که بود چاهی ژرف سر به آجر برآوریده شگرف.نظامی.
- آجر بزرگ؛ به فارسی تاوه گویند که معرب آن طابق است و نیز بتازی آن را اِردِبه خوانند. - آجر تراش؛ آجری است که برونسوی او ساییده و هموار شده باشد زینت را و قسمی از آن را امروز قزاقی گویند. - آجر جوش؛ آجر بسیار پخته و از صورت و رنگ بگشته که در بنیاد ابنیه و پیرامن تپه های گلکاری بکار برند. - آجر ختایی؛ نوعی از آجر، بزرگتر از آجر عادی و کوچک تر از آجر نظامی. - امثال:
نان کسی را آجر کردن؛ امید نفع و نعمت او را بدل بنومیدی کردن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
663
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی